آوازِ آن پرنده ی غمگین

رها چو برگِ خسته در باد •

درگیر یک جنون واهی

/ بازدید : ۷۹

میدونی احساس مضخرفیه 

اینکه توی رابطه ای و بعد مدت ها هنوز از سر دلتنگی برای دیدن اون ادم گریه میکنی و هنوز که هنوز بعد اینهمه مدت وقتی که شمارش می افته رو گوشیت دلت ضعف میره اما بر اساس حرف یه ادم چرت همش حس میکنی نکنه داری تظاهر میکنی و تر از کافی و واقعی نبودنت داره از پا درت میاره و نمیتونی از رابطت لذت کامل و ببری  با اینکه میدونی اگه ترکت کنه هیچی ازت نمیمونه :)))

شرایط‌ مسخره و مضخرفیه 

مثل یه جنون واهی :)

۲ ۴
About Me
هرچند پای باد درین دشت بسته است
روزی پرنده ای
خواهد گذشت از سر این خانه های تار
خواهد شنید قصه ی خاموشی تورا
از زاری خموش درختان سوگوار

بر بال ابرهای مسافر
خواهد گریست در دشت
همراه بادهای مهاجر
خواهد پرید در کوه
آنگاه آن پرنده
از چشم های گم شده در اشک
از دست های بسته به زنجیر
از مشت های پرشده از خشم
اواز های غمگین خواهد خواند

آواز های اورا جنگل برای دریا
دریا برای کوه
تکرار میکنند
جان های خفته را
درهر کرانه بیدار میکنند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان