اندوهِ ایده آلیست بودن

به حرمت ساقه های پیچک ...پیامبران لبخند و جرعه های آب

یه کلاف‌سردرگم

/ بازدید : ۳۹

اگه همین الان تو همین دقیقه و همین ثانیه بهم بگن اسم فیلم زندگیتو چی میذاری میگم یه کلاف سردرگم  شاید سوال پیش بیاد چرا؟ و من میگم چون هیچی سرجاش نیست و من نمیدونم دقیقا چه چیزی رو از کجا باید شروع کنم 


خب از اول تابستون تا الان هیچ فعالیت مفید خاصی انجام ندادم... احتمالا برای پونصد هزارمین بار هری پاتر خوندم و طبق معمول همیشه سعی کردم پیوند کوالانسیه بین خودم و تختم رو قوی تر کنم [به حدی که مامانم در به در دنبال راه درمان زخم بستره چون عمیقا اعتقاد داره به زودی بهش دچار میشم ]

و سر جمع دوسه فصل ریاضی فکر میکنم خوندم :| و به معناااای واقعی کلمه به بطالت گذروندم [بغض کرده و به تقویم خیره میشود ]


هیچ کس نمیدونه که من برنامه های زیادی واسه زندگیم دارم و روزی هزاربار ایندمو ترسیم میکنم و مطمئنم که بهش میرسم اما یه مشکل بزرگ دارم اونم اینه که چهارزانو نشستم وسط اتاقم و مشت مشت گل رس میریزم تو سرم و هیچ اقدامی نمیکنم :| و روزی صدبار به خودم میگم خاک برسر بی ارادت کنم  تو اخرش هیچی نمیشی (و مامانمم تایید میکنه !)


الان که دارم این خطوط رو مینویسم روی صندلیم نشستم و به میزم خیره شدم (از تختم جدا شدم دی :) و باز دارم فکر میکنم که از کجا شروع کنم ؟ و این کلاف سردرگمو باز کنم =))))



۲ ۵
پر ِ بنفش
۰۹ شهریور ۱۸:۲۱
خوب میشی :| :) 
گوشیو بذار کنار!
پاسخ :
تو فکرشم !
نیلی ‌
۱۰ شهریور ۰۰:۲۹
من با تایید کردن مامانت مشکل دارم. اصن این چه رفتاریه که مامانای ما پیدا کردن؟! :|
پاسخ :
نمیدونم والا :| فکر کنم ادم وقتی مامان میشه ناخوداگاه اینطوری میشه :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان