آوازِ آن پرنده ی غمگین

رها چو برگِ خسته در باد •

و سالهاست که زمین مرده است


زمین مرده است 

بخاطر بسط مشترک خاطرات 

با انعقاد یک پیچک 

چه فرقی میکند 

وقتی هنوز هم 

ادم ها با تانک و گلوله و تفنگ میجنگند

زمین سالهاست که مرده است 

از همان وقتی که کسی شکوفه های گیلاس را دراغوش نگرفت

و گذاشت که باران به جای روحش لباس هایش و چترش را خیس کند 

و گرمای جهنمی اش بارانمان که نه جانمان را گرفت

زمین سالهاست که مرده است 

زمین سالهاست که مرده است:)


پی نوشت : بعد از سالها بالاخره نوشت :)

پر ِ بنفش
۲۳ تیر ۹۷ , ۲۲:۵۱
ستوده من مغزم کار نمیکنه! مفهوم چی بود؟

پاسخ :

مبهوم کلی همین بود که بشر گند زد به زمین
ح. شریفی
۲۴ تیر ۹۷ , ۰۱:۵۶
زمین رو انسان کشت

پاسخ :

تایید میکنم
tahi :D
۲۶ تیر ۹۷ , ۲۲:۵۹
کامنت نقل قول!
ما آدما زمین رو نابود کردیم و کشتیمش...

پاسخ :

واقعا 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هرچند پای باد درین دشت بسته است
روزی پرنده ای
خواهد گذشت از سر این خانه های تار
خواهد شنید قصه ی خاموشی تورا
از زاری خموش درختان سوگوار

بر بال ابرهای مسافر
خواهد گریست در دشت
همراه بادهای مهاجر
خواهد پرید در کوه
آنگاه آن پرنده
از چشم های گم شده در اشک
از دست های بسته به زنجیر
از مشت های پرشده از خشم
اواز های غمگین خواهد خواند

آواز های اورا جنگل برای دریا
دریا برای کوه
تکرار میکنند
جان های خفته را
درهر کرانه بیدار میکنند
Designed By Erfan Powered by Bayan