آوازِ آن پرنده ی غمگین

رها چو برگِ خسته در باد •

با رسم شکل ۱۵ نمره :))

میدونید همه ی آدم هایی که در طول زندگیمون باهاشون آشنا میشیم و اون هارو میشناسیم  مثل یه تیکه از یه سریال میمونن؛ ما هیچ چیزی نه راجع به گذشته ،  آینده وحتی دنیای درونی اون فرد نمیدونیم و حتی نمیدونیم که چه عواملی دست به دست هم دادن تا اون فرد در هر برهه ای از زندگیش یک تصمیمی رو بگیره 

پس دقیقا چی باعث میشه ادمارو قضاوت کنیم و به خودمون اجازه بدیم حکمی رو صادر کنیم ؟


پی نوشت : امیدوارم متن عاری از هرگونه غلط املایی و نگارشی باشه 😊

نیـ ـلی
۱۱ تیر ۹۷ , ۱۴:۲۵
قضاوت ناخودآگاه تو ذهنِ همه‌ی ما شکل می‌گیره. مهم اینه که به زبونش نیاریم. :| ولی خیلیا می‌آرن :|

پاسخ :

اره واقعا اینم هست 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هرچند پای باد درین دشت بسته است
روزی پرنده ای
خواهد گذشت از سر این خانه های تار
خواهد شنید قصه ی خاموشی تورا
از زاری خموش درختان سوگوار

بر بال ابرهای مسافر
خواهد گریست در دشت
همراه بادهای مهاجر
خواهد پرید در کوه
آنگاه آن پرنده
از چشم های گم شده در اشک
از دست های بسته به زنجیر
از مشت های پرشده از خشم
اواز های غمگین خواهد خواند

آواز های اورا جنگل برای دریا
دریا برای کوه
تکرار میکنند
جان های خفته را
درهر کرانه بیدار میکنند
Designed By Erfan Powered by Bayan